هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میپردازد و از نبود محرم راز و نیاز شکوه میکند. او آرزو میکند که بتواند درد دل خود را با معشوق در میان بگذارد و از محبت او بهرهمند شود. شاعر از معشوق میخواهد که به او اجازه دهد تا از عشقش سخن بگوید و با وعدهای شیرین، دلش را شاد کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل فهم نباشد.
شماره ۱۲۱ - کو محرمی که قصه تو در میان نهم
کو محرمی که قصه تو در میان نهم
گوش سخن بگیرم و در یک کران نهم
صد، به نیوش وصل بیک رمز سر بمُهر
از دست دل برآرم و در دست جان نهم
یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگی
تا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم
خوش کن بوعده ئی، دل من، گو خلاف باش
تا چشم انتظار، به عمری در آن نهم
دست خوش توام بزبان خوشم بدار
تا من بلطف، نام تو اندر زبان نهم
گوش سخن بگیرم و در یک کران نهم
صد، به نیوش وصل بیک رمز سر بمُهر
از دست دل برآرم و در دست جان نهم
یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگی
تا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم
خوش کن بوعده ئی، دل من، گو خلاف باش
تا چشم انتظار، به عمری در آن نهم
دست خوش توام بزبان خوشم بدار
تا من بلطف، نام تو اندر زبان نهم
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - بی شب زلف تو سیه روزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.