هوش مصنوعی: شاعر از غم عشق و هجران معشوق می‌نالد و احساس بی‌خبری و سردرگمی می‌کند. او از آراستگی گذشته و آشفتگی حال خود سخن می‌گوید و به قضا و قدر و بخت بد خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، هجران و غم است که درک آن‌ها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۳۳ - میروم از غم عشق تو چنان بیخبرم

میروم از غم عشق تو چنان بیخبرم
که ندانم بکجا یا بچه اندیشه درم

همچو روی تو همه کار من آراسته بود
وه، که چون موی تو اکنون همه زیروزبرم

تیغ هجران تو گر زخم چنین خواهد زد
هیچ شک نیست، کزین واقعه من جان نبرم

این منم، کز بر تو دور شدم، شرمم باد
چکنم، عاجز فرمان قضا و قدرم

بخت خوش داشت هر، روز وصال غم تو
تا ز شبهای فراق تو چه آید بسرم
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۲ - بهر کژم که نهی نقش خویش می بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴ - وه که امروز بحال دگرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.