هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالتی پریشان و خمار شبانه سخن میگوید و از ساقی میخواهد که با شراب باقیمانده او را خوشحال کند. او همچنین از زهری که از جفای معشوق میچشد، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیمی مانند شراب و زهر است که ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. همچنین، درک عمیقتر از احساسات و استعارههای شعری نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۵ - ساقی من از خمار شبانه مشوشم
ساقی من از خمار شبانه مشوشم
وقت است اگر بباده باقی کنی خوشم
آن آب هم طویله آتش بمن رسان
باشم که یکزمان زنی آبی بر آتشم
الا بدست باده دوشین دواش نیست
زهری که من ز دست جفای تو میچشم
وقت است اگر بباده باقی کنی خوشم
آن آب هم طویله آتش بمن رسان
باشم که یکزمان زنی آبی بر آتشم
الا بدست باده دوشین دواش نیست
زهری که من ز دست جفای تو میچشم
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - وه که امروز بحال دگرم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - پر دردم و بمانده ز درمان خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.