خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و جدایی میگوید و از درماندگی خود در برابر معشوق سخن میگوید. او از بیدادگری روزگار و ظلم معشوق شکایت دارد و از این که درمان خود را در هوای معشوق گم کرده است.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است و درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیدادگری و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۳۶ - پر دردم و بمانده ز درمان خویشتن
پر دردم و بمانده ز درمان خویشتن
گم کرده در هوای تو درمان خویشتن
حال مرا ز درد تو سیری نمیکند
سیر آمدم بجان تو از جان نخویشتن
چون گوی شد دل من و زلفین پرخم است
گوی مرا ربود بچوگان خویشتن
ای برزده بدامن بیداد دست چرخ
از دست تو دریده گریبان خویشتن
بیرحمی است پیشه دوران واز توهم
رسم دگر میار بدوران خویشتن
زلف تورا که صاحب ملک ستمگریست
ظلم آیتی است، آمده در شان خویشتن
گم کرده در هوای تو درمان خویشتن
حال مرا ز درد تو سیری نمیکند
سیر آمدم بجان تو از جان نخویشتن
چون گوی شد دل من و زلفین پرخم است
گوی مرا ربود بچوگان خویشتن
ای برزده بدامن بیداد دست چرخ
از دست تو دریده گریبان خویشتن
بیرحمی است پیشه دوران واز توهم
رسم دگر میار بدوران خویشتن
زلف تورا که صاحب ملک ستمگریست
ظلم آیتی است، آمده در شان خویشتن
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - ساقی من از خمار شبانه مشوشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - خه خه آن سوسن سیرابش بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.