هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد فراق و جدایی سخن می‌گوید. شاعر از رها شدن بی‌دلیل و شکسته شدن عهد و وعده‌ها توسط معشوق شکایت دارد. او از خاطرات شیرین و وعده‌های معشوق یاد می‌کند و از ناگهانی بودن این جدایی و تأثیر عمیق آن بر روح و روان خود می‌نالد. همچنین، شاعر به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره کرده و از هجران و دوری او به تلخی یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و مرتبط با عشق و جدایی است که درک کامل آن ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و اندوه ناشی از فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.

شماره ۱۶۰ - دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی

دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی
بی موجبی دل از ما، برداشتی و رفتی

بس عهدها که کردم، بس وعده ها که دادی
وان ماجرا نرفته، انکاشتی و رفتی

راهی است بر گشادم، خوش خوش بچشم کردن
تا روی در کشیدی، از آشتی و رفتی

رخ در سفر نهادی، ناگاه عالمی را
چون زلف خود پریشان، بگذاشتی و رفتی

گفتی تو را بدارم چون جان و دیده، بنشین
گفتم چگونه داری، ناداشتی و رفتی

چشمم که آب خوردی از روی گل عذارت
ناگه، به خار هجران انباشتی و رفتی

تخمی است هجررویت، بارش هلاک جانم
تا خود چگونه روید، تو گاشتی و رفتی

در دام جز اثیرت تر دامنی دو بودند
او را بدست ایشان، بگذاشتی و رفتی
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - دگر بار ای دل سنگین فتادی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - والله که به بیباکی، ناموس جهان بردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.