خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زبان شاعری بیان میشود که از ناراحتیهای عاطفی و دلشکستگیهای مکرر خود میگوید. او از بیوفایی معشوق و رنجهای ناشی از عشق شکستخورده شکایت دارد. همچنین، به مهارت خود در شعر و صنعت ادبی اشاره میکند و در پایان، از وضعیت ناگوار خود و ظلمی که بر او رفته است، سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و دلشکستگی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۵۹ - دگر بار ای دل سنگین فتادی
دگر بار ای دل سنگین فتادی
عنان در دست بد عهدی نهادی
ز در دم نیش ها دررک شکستی
ز چشمم چشمه ها بر رخ گشادی
فرامش کرده آن کزعشق صدبار
بمردی باز، و، وز مادر بزادی
ندارد مهله چندان از شب غم
که گرید بر وداع روز شادی
در این مقصوره پنهان میکنی یار
همان باری که صد بارش بدادی
نباشد عیب شاگردیت در شعر
که در صنعت بغایت اوستادی
اثیر امروز در پا اوفتاده است
تو ظالم در پی او چون فتادی
عنان در دست بد عهدی نهادی
ز در دم نیش ها دررک شکستی
ز چشمم چشمه ها بر رخ گشادی
فرامش کرده آن کزعشق صدبار
بمردی باز، و، وز مادر بزادی
ندارد مهله چندان از شب غم
که گرید بر وداع روز شادی
در این مقصوره پنهان میکنی یار
همان باری که صد بارش بدادی
نباشد عیب شاگردیت در شعر
که در صنعت بغایت اوستادی
اثیر امروز در پا اوفتاده است
تو ظالم در پی او چون فتادی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - پسرا، هست روز آن که تو روی در وفا کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - دیدی چگونه ما را، بگذاشتی و رفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.