خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از پشیمانی و درد عشق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق با عشوه و ناز باعث رنج او شده است. او از معشوق میخواهد که دیگر او را آزار ندهد و به رابطه پایان دهد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۳ - ای پشیمان شده ز دلداری
ای پشیمان شده ز دلداری
عهد نو کرده با جگرخواری
هست معزول عافیت تا تو
در عمل کار حسن پر گاری
دل من برده ئی بآسانی
غم تو میخورم بدشواری
عشوه میده که گوش میدارم
ناز میکن که جای آنداری
سر زلفین خود بگیر و بکش
نه اثیری که این نمی آری
عهد نو کرده با جگرخواری
هست معزول عافیت تا تو
در عمل کار حسن پر گاری
دل من برده ئی بآسانی
غم تو میخورم بدشواری
عشوه میده که گوش میدارم
ناز میکن که جای آنداری
سر زلفین خود بگیر و بکش
نه اثیری که این نمی آری
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - من تنگدل و تو تنگ خوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.