هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیوفایی معشوق خود رنج می‌برد. شاعر از عشق و وفاداری خود می‌گوید، اما معشوق با وجود وعده‌های فراوان، عهد خود را می‌شکند. شعر پر از تصاویر احساسی و استعاره‌های زیبا است که عمق درد و عشق شاعر را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل موضوعات عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارند.

شماره ۱۷۲ - در کار تو از دست بشد عهد جوانی

در کار تو از دست بشد عهد جوانی
من سوخته زین غصه، نماندم، تو بمانی

با آنکه من از عشق تو رسوای جهانم
هم راضیم اندی، که تو زیبای جهانی

رحم آر، چو دیدی که منم این نه، حبیبم
شکرانه‌ی آن را که نه آنی که چنانی

نی نی برو از تنگدلان یاد میاور
آن ناز تو را بس که تو خود تنگ‌دهانی

هجر دهن تنگ تو اکنون که ضروری است
بگذار به ما تنگ دل ما به نشانی

صد عهد به بستی و هم آنگه بشکستی
ما را به از این بود به عهد تو گمانی

گفتی گل رخساره ی من خاص تو باشد
دیدی که چو سوسن به سزا جمله زبانی

بردی دل بیچاره اثیر از سر شوخی
خوش باش که گر جان ببری، هم دل و جانی
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - زلف چون بر عذار میفکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.