هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عاشق از فراق و نگاه معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، از عشق، فراق، امید و ناامیدی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

شماره ۱۷۷ - رخ تو فتنه جهان بودی

رخ تو فتنه جهان بودی
گر نه، از دیده نهان بودی

دل و دین رفت در سر غم تو
کاش باری امید جان بودی

ز رخت یادگار خواستمی
گرنه اشکم چو ارغوان بودی

دل، به خستی بجان ز دست غمت
گرنه رویم چو زعفران بودی

میزبانی است تازه وعده تو
گرنه در لقمه استخوان بودی

عشوه ئی میدهی که آن توام
کی چنین بودی، ار چنان بودی

خوردمی، بر زخاک کوی تو دوش
گر نه فریاد پاسبان بودی

در رکابم فلک پیاده شدی
چون قبول تو هم عنان بودی

از مقیمان آستان غمت
فخر گردی گر آسمان بودی

زان لطافت که در دل است تو را
کاشکی هیچ در زبان بودی

سرما گر به هیچ ارزیدی
خاک آن فرخ آستان بودی

دوش گفتی اثیر از آن من است
نه چنین بودی ار چنان بودی
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - دلا آن به که با جان در نبندی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - جانا، همه آیت نکوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.