هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از بیقراری و سرگشتگی خود در عشق میگوید و بیان میکند که هیچ چیز به اندازه غم معشوق برایش ارزشمند نیست. او فقر و نداری خود را با زیبایی و کمال معشوق مقایسه میکند و عشق را بالاتر از هر نعمتی میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۶ - در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
سرگشته دلی چون من و ثابت قدمی نیست ۱
گویند کم از یک نبود هرگز و چندم
از عشق تو سرگرم اگر کم ز کمی نیست ۲
ما را همه شادی ز غم تست فزون باد
اندی که غمت هست اگر هیچ غمی نیست ۳
زان است شکفته گل رخسار چو داری
صد بدره دینار و مرا خود درمی نیست ۴
چون صورت لا زلف تو در هم شده بینم
نبود عجب ار ما را زان لانعمی نیست ۵
ما را بنعم کردن کس خود چه نیاز است
در دولت رادی که چنو محتشمی نیست ۶
سرگشته دلی چون من و ثابت قدمی نیست ۱
گویند کم از یک نبود هرگز و چندم
از عشق تو سرگرم اگر کم ز کمی نیست ۲
ما را همه شادی ز غم تست فزون باد
اندی که غمت هست اگر هیچ غمی نیست ۳
زان است شکفته گل رخسار چو داری
صد بدره دینار و مرا خود درمی نیست ۴
چون صورت لا زلف تو در هم شده بینم
نبود عجب ار ما را زان لانعمی نیست ۵
ما را بنعم کردن کس خود چه نیاز است
در دولت رادی که چنو محتشمی نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - عشق بازی صدم افزون افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.