هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری و بیوفایی معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که به نزدش بازگردد. او معشوق را به تکبر و بیرحمی متهم میکند و از درد فراق مینالد. در پایان، شاعر به اصالت و بزرگواری معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که رحم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۶۶ - ای مونس جان من کجائی
ای مونس جان من کجائی
از دیده من چرا جدائی ۱
چون دل دهدت که هر زمانی
صد باره به نزد من نیائی ۲
در دل شغب و دغا چه داری
بی رحمت و بی وفا چرائی ۳
از دور ببینمی پریشان
دندان چه زنی و لب چه خائی ۴
خود نیک نیامدت کزین سان
آید ز تو بوی بی وفائی ۵
این ناز و تکبر تو تا چند
بازار غم ترا روائی ۶
دانم تو که از بزرگواری
فرزند مهین پادشائی ۷
دولت شه تا جور که دارد
میراث ز خوی مصطفائی ۸
از دیده من چرا جدائی ۱
چون دل دهدت که هر زمانی
صد باره به نزد من نیائی ۲
در دل شغب و دغا چه داری
بی رحمت و بی وفا چرائی ۳
از دور ببینمی پریشان
دندان چه زنی و لب چه خائی ۴
خود نیک نیامدت کزین سان
آید ز تو بوی بی وفائی ۵
این ناز و تکبر تو تا چند
بازار غم ترا روائی ۶
دانم تو که از بزرگواری
فرزند مهین پادشائی ۷
دولت شه تا جور که دارد
میراث ز خوی مصطفائی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - ای آرزوی دیده بینا چگونه ای
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - ما را رخ آن نگار بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.