هوش مصنوعی: این متن به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از بی‌قراری عاشق، دوری معشوق، و دشواری وصال سخن می‌گوید. همچنین، به ناپایداری طلب و ناممکن بودن رسیدن به آرزوها اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق برای کسی که از گرمای آن لذت نمی‌برد، مفهومی ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۵۷ - تندست یار و بی سببی می کند غضب

تندست یار و بی سببی می کند غضب
دارد غضب همیشه بعشاق زین سبب ۱

مطلوب را چو نیست مقام معینی
هرگز نمی رسد بنهایت ره طلب ۲

معلوم می شود که ندارد مذاق عشق
او را که از حرارت می می رسد طرب ۳

کام از لبت چگونه بیابند جان و دل
دل می رسد بجان ز تو جان می رسد بلب ۴

تو چشمه حیاتی و ما ظلمت فنا
از ما هوای وصل تو امریست بس عجب ۵

ما طالب تو و تو گریزان ز قرب ما
اینست کار ما و تو پیوسته روز و شب ۶

الفت میان ما و تو بسیار مشکل است
تو در پس حجابی و ما در ره ادب ۷

چون غیر ممکن است فضولی وصال دوست
بیهوده چند در طلبش می کشی تعب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶ - نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شب
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - ای همه دم بزم تو جای رقیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.