هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، درد هجران، امید به وصال و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از شکستن آیینه دل، سوختن در آتش عشق و ناکامی در رسیدن به معشوق میگوید، اما در عین حال از عزم و همت والای خود برای رسیدن به مقصد سخن میراند. همچنین، تأکید دارد که عشق واقعی نیازمند صبر و استقامت است و هوسهای زودگذر ارزشی ندارند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر برای درک و ارتباط بهتر، نیازمند تجربه و بلوغ فکری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۶ - سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
هر تمنایی که در دل داشتم صورت نبست ۱
وصل آن مه گر میسر نیست ما را دور نیست
مقصدی داریم عالی همتی داریم پست ۲
ز آتش دل بس که از هر زخم سر زد شعله
سوخت چون تیرت دمی هر کس که پهلویم نشست ۳
جوهر هستی متاع وصل جانان را بهاست
ما کجا و این هوس ما را که می گوید که هست ۴
جای جز در دل مکن معشوق را گر عاشقی
سنگ دل باید که باشد هر که شد آتش پرست ۵
کام خواهی صبر کن پرویز وار ای کوهکن
کی توان بر خورد از شیرین لبان با زور دست ۶
دل که در عشقت امید وصل و بیم هجر داشت
سوخت وز تشویش نیک و بد فضولی باز رست ۷
هر تمنایی که در دل داشتم صورت نبست ۱
وصل آن مه گر میسر نیست ما را دور نیست
مقصدی داریم عالی همتی داریم پست ۲
ز آتش دل بس که از هر زخم سر زد شعله
سوخت چون تیرت دمی هر کس که پهلویم نشست ۳
جوهر هستی متاع وصل جانان را بهاست
ما کجا و این هوس ما را که می گوید که هست ۴
جای جز در دل مکن معشوق را گر عاشقی
سنگ دل باید که باشد هر که شد آتش پرست ۵
کام خواهی صبر کن پرویز وار ای کوهکن
کی توان بر خورد از شیرین لبان با زور دست ۶
دل که در عشقت امید وصل و بیم هجر داشت
سوخت وز تشویش نیک و بد فضولی باز رست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.