هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق و وابستگی شدید به او سخن میگوید. او آرزو میکند که حتی پس از مرگ نیز در کوی معشوق دفن شود و از درد و غم دوری از معشوق شکایت میکند. شاعر همچنین از دشمنان و رقبای عشقی خود نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به درد و رنج عشق و مرگ ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۴۳ - من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
خاک کویت همه دم در نظر من باشد ۱
هیچ کس پیش تو نآرد بزبان حال دلم
شمع من حال دلم پیش تو روشن باشد ۲
دشمنان تا بکی از دوستیت شاد شوند
حال من از تو بکام دل دشمن باشد ۳
بر سر کوی خود ای شمع مسوزان ما را
گلشن کوی تو حیف است که گلخن باشد ۴
جان من تا بقیامت نبرم نام حیات
گر پس از مرگ مرا کوی تو مدفن باشد ۵
بخدنگی برهان از الم و غم ما را
چند ما را الم جان و غم تن باشد ۶
مکن از خاک درت منع فضولی ای گل
جای بلبل به ازان نیست که گلشن باشد ۷
خاک کویت همه دم در نظر من باشد ۱
هیچ کس پیش تو نآرد بزبان حال دلم
شمع من حال دلم پیش تو روشن باشد ۲
دشمنان تا بکی از دوستیت شاد شوند
حال من از تو بکام دل دشمن باشد ۳
بر سر کوی خود ای شمع مسوزان ما را
گلشن کوی تو حیف است که گلخن باشد ۴
جان من تا بقیامت نبرم نام حیات
گر پس از مرگ مرا کوی تو مدفن باشد ۵
بخدنگی برهان از الم و غم ما را
چند ما را الم جان و غم تن باشد ۶
مکن از خاک درت منع فضولی ای گل
جای بلبل به ازان نیست که گلشن باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - چه عجب گر بدل از تیغ تو بیداد رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.