هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند غم، عشق و دلتنگی سخن میگوید. او به رابطهاش با معشوق اشاره میکند که گویا معشوق از او رنجیده است. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند تقدیر، عرفان و عشق الهی نیز پرداخته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۰ - بی وجه نمی گریم گریه سببی دارد
بی وجه نمی گریم گریه سببی دارد
بر حال دلم گریان حال عجبی دارد ۱
آن شوخ کمان ابرو با من نزند حرفی
افکند بابرو چین گویا غضبی دارد ۲
تا زنده بود هرگز از جان نکشد منت
هرکس که بدل ذوقی از نوش لبی دارد ۳
جنت طلبد زاهد ما روضه کویت را
از بخت بقدر خود هرکس طلبی دارد ۴
از حال دلم بی خود ای شمع چه می پرسی
دور از مه رخسارت روزی چو شبی دارد ۵
پا کرده ز سر آید هر دم بسر کویت
طفلست در اشکم اما ادبی دارد ۶
خوانند فضولی را گه عاشق و گه عارف
مشهور جهانست او هر جا لقبی دارد ۷
بر حال دلم گریان حال عجبی دارد ۱
آن شوخ کمان ابرو با من نزند حرفی
افکند بابرو چین گویا غضبی دارد ۲
تا زنده بود هرگز از جان نکشد منت
هرکس که بدل ذوقی از نوش لبی دارد ۳
جنت طلبد زاهد ما روضه کویت را
از بخت بقدر خود هرکس طلبی دارد ۴
از حال دلم بی خود ای شمع چه می پرسی
دور از مه رخسارت روزی چو شبی دارد ۵
پا کرده ز سر آید هر دم بسر کویت
طفلست در اشکم اما ادبی دارد ۶
خوانند فضولی را گه عاشق و گه عارف
مشهور جهانست او هر جا لقبی دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - گر بند بند ما چو نی از هم جدا کنند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.