هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از مستی و مینوشی سخن میگوید و اعلام میکند که هرگز توبه نخواهد کرد. او به رسوایی خود اعتراف دارد و از زندگی در این حالت دفاع میکند. همچنین، اشارهای به درد و رنج دارد و اینکه از بیدران بریده و به اهل درد پیوسته است.
رده سنی:
18+
محتوا شامل موضوعاتی مانند مینوشی، مستی، و رسوایی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی آن نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۸ - بیک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
بیک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
که در شرعم نفرمایند حد شرب تا هستم ۱
فراغت داد از قرب نمازم غایت مستی
بحمدالله بیمن باده از تکلیف وا رستم ۲
مرا هرگز نشد توبه میسر از می گلگون
بعمر خود نه توبه کردم و نه توبه بشکستم ۳
مرا در ملک رسوایی تصرف می رسد الحق
که خط دور ساغر حجت شرعیست در دستم ۴
بعزم پنج روزه متصل گر غم خورم شاید
چه گیرم روزه در جایی که تا ده روز نشستم ۵
کشیدم پیش دیده پردها از پارهای دل
ازین رخنه ضرر دیدم بمردم می رسد بستم ۶
فضولی جان و دل نگذاشت با من چشم بیمارش
ز بی دردان بریدم تا به اهل درد پیوستم ۷
که در شرعم نفرمایند حد شرب تا هستم ۱
فراغت داد از قرب نمازم غایت مستی
بحمدالله بیمن باده از تکلیف وا رستم ۲
مرا هرگز نشد توبه میسر از می گلگون
بعمر خود نه توبه کردم و نه توبه بشکستم ۳
مرا در ملک رسوایی تصرف می رسد الحق
که خط دور ساغر حجت شرعیست در دستم ۴
بعزم پنج روزه متصل گر غم خورم شاید
چه گیرم روزه در جایی که تا ده روز نشستم ۵
کشیدم پیش دیده پردها از پارهای دل
ازین رخنه ضرر دیدم بمردم می رسد بستم ۶
فضولی جان و دل نگذاشت با من چشم بیمارش
ز بی دردان بریدم تا به اهل درد پیوستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - بدل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.