هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق نافرجام و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق و رنج‌های عاشقانه می‌نالد و با وجود آگاهی از پیامدهای عشق، همچنان در این راه پایدار می‌ماند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و طعنه‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۹۴ - بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی

بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی
بهیچ وجه بگرد مراد خود نرسیدی ۱

بدیدن رخش ای دیده چند میل نمایی
درین هوس بنما جز بلا چه فایده دیدی ۲

دلا بعشق شدی چهره بارها بتو گفتم
چنین مکن نشنیدی هزار طعنه شنیدی ۳

غزال من ز تو بی وجه بود میل رقیبان
تو آهویی عجب است این که از سکان نرمیدی ۴

ترا چه شد که چنین بی جهت بتیغ تغافل
علاقه که میان من و تو بود بریدی ۵

اگر چه هست ترا همچو ما هزار بلاکش
هزار شکر که ما را ز بهر جور گزیدی ۶

نمی کشی قدم از رهگذار عشق فضولی
بسی ملامت ازین رهگذر اگر چه کشیدی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.