هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. او از آتش درون و عذاب دلش می‌نالد و از بی‌وفایی معشوق شکایت دارد. با وجود رنج‌ها، عشق همچنان در دلش جاری است و امید به بهبودی دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و نگاه شاعرانه به عشق و رنج‌های آن است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.

شماره ۳۹۸ - نمود در دلم از آتش درون شرری

نمود در دلم از آتش درون شرری
نهال عاشقیم داد عاقبت ثمری ۱

عذاب می کشم از نالهای دل آن به
رهم ز درد سر آن را دهم بسیمری ۲

فکند بر سر من سایه موی ژولیده
گشاد طایر سودای عشق بال و پری ۳

بتی بجان من آتش زد و نکرد وفا
گلی نمود چو گلبن ولی نداد بری ۴

خدنگ آه بلاکش ز سنگ می گذرد
چرا ز ناله زارم نمی کنی حذری ۵

ز چاک سینه ازین رهگذر شوم خوش حال
که سوی دل غم عشق تو یافت رهگذری ۶

مرا ز شوق نگاه تو گشت حال خراب
چرا بحال خرابم نمی کنی نظری ۷

ز باغ عشق فضولی گل مراد نچید
نکرد ناله او در دل بتان اثری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - مه من بی خبر از حال دل شیدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.