هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به یک شخصیت به نام ترسا بچه سخن می‌گوید. این عشق باعث می‌شود که پیرمردی که سال‌ها در صومعه زندگی کرده، از حالت عادی خارج شده و به حالت مستی و بی‌خویشی برسد. این تغییر حالات و احساسات عمیق، نشان‌دهنده تأثیر عشق بر روح و روان انسان است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۷۷۹ - ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری
زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری ۱

از پستهٔ خندانش هرجا که شکر ریزی
در چاه زنخدانش هر جا که نگونساری ۲

از هر سخن تلخش ره یافته بی دینی
وز هر شکن زلفش گمره شده دین‌داری ۳

دیوانهٔ عشق او هرجا که خردمندی
دردی کش درد او هرجا که طلب کاری ۴

آمد بر پیر ما می در سر و می در بر
پس در بر پیر ما بنشست چو هشیاری ۵

گفتش که بگیر این می، این روی و ریا تا کی
گر نوش کنی یک می، از خود برهی باری ۶

ای همچو یخ افسرده یک لحظه برم بنشین
تا در تو زند آتش ترسا بچه یک باری ۷

بی خویش شو از هستی تا باز نمانی تو
ای چون تو به هر منزل واماندهٔ بسیاری ۸

پیر از سر بی خویشی، می بستد و بیخود شد
در حال پدید آمد در سینهٔ او ناری ۹

کاریش پدید آمد کان پیر نود ساله
بر جست و میان حالی بر بست به زناری ۱۰

در خواب شد از مستی بیدار شد از هستی
از صومعه بیرون شد بنشست چو خماری ۱۱

عطار ز کار او در مانده به صد حیرت
هرکس که چنین بیند حیرت بودش آری ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۸ - درآمد دوش دلدارم به یاری
گوهر بعدی:غزل ۷۸۰ - دوش سرمست به وقت سحری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.