هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به ستایش زیبایی و جذابیت زلف معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر پراحساس و نمادین، زلف معشوق را به عنوان عنصری الهی و جذاب توصیف میکند که جانها را اسیر خود کرده و جهانیان را مجذوب خود ساخته است. همچنین، شعر به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و بقای روح اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۵ - ای سایه الهی ظل همای زلفت
ای سایه الهی ظل همای زلفت
جانها اسیر چشمت، سرها فدای زلفت ۱
زلفت به هر دو عالم نفروشم ای پریرخ
کاین مختصر نباشد عشر بهای زلفت ۲
کی جاودان بماند اندر بقای رویت
جانی که نیست او را، در سر هوای زلفت ۳
چون جان ماست ای جان، زلف تو جان ما را
جانی که هست در تن، باشد به جای زلفت ۴
در دور چشم مستت ز احیاء روح قدسی
صد محشر است هردم در حلقه های زلفت ۵
ای فتنه خلایق عین سیاه مستت
غوغا گرفت عالم از هوی و های زلفت ۶
زلفت دوتاست ای جان لیکن ز روی وحدت
در عالم هویت یکتاست تای زلفت ۷
تا از صبا شنیدم زلف تو را پریشان
آشفته است حالم، هردم برای زلفت ۸
دارد ز چین زلفت صد خانه پر ز عنبر
ای مطلع تجلی چین و خطای زلفت ۹
پیمان شکن نگویم زلف تو را که هردم
جان می دمد در اشیا بوی وفای زلفت ۱۰
در عین خضر خطت آب حیات دیدم
ای باده «سقاهم » آب بقای زلفت ۱۱
(ای مشرق هویت دارالسلام رویت
وی مسکن سعادت ظلمت سرای زلفت) ۱۲
شد هادی نسیمی زلفت به حور و جنت
ای بر هدی نهاده ایزد بنای زلفت ۱۳
جانها اسیر چشمت، سرها فدای زلفت ۱
زلفت به هر دو عالم نفروشم ای پریرخ
کاین مختصر نباشد عشر بهای زلفت ۲
کی جاودان بماند اندر بقای رویت
جانی که نیست او را، در سر هوای زلفت ۳
چون جان ماست ای جان، زلف تو جان ما را
جانی که هست در تن، باشد به جای زلفت ۴
در دور چشم مستت ز احیاء روح قدسی
صد محشر است هردم در حلقه های زلفت ۵
ای فتنه خلایق عین سیاه مستت
غوغا گرفت عالم از هوی و های زلفت ۶
زلفت دوتاست ای جان لیکن ز روی وحدت
در عالم هویت یکتاست تای زلفت ۷
تا از صبا شنیدم زلف تو را پریشان
آشفته است حالم، هردم برای زلفت ۸
دارد ز چین زلفت صد خانه پر ز عنبر
ای مطلع تجلی چین و خطای زلفت ۹
پیمان شکن نگویم زلف تو را که هردم
جان می دمد در اشیا بوی وفای زلفت ۱۰
در عین خضر خطت آب حیات دیدم
ای باده «سقاهم » آب بقای زلفت ۱۱
(ای مشرق هویت دارالسلام رویت
وی مسکن سعادت ظلمت سرای زلفت) ۱۲
شد هادی نسیمی زلفت به حور و جنت
ای بر هدی نهاده ایزد بنای زلفت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.