هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از دلباختگی، مستی عشق، و تأثیرات عمیق معشوق بر جان خود سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند قضا و قدر، و نقش تقدیر در زندگی انسان دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۹ - دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
که آفتاب رخت در قدم علم می زد ۱
ز جام عشق تو بودم خراب و مست آنروز
که نقش بند قضا، رسم جام جم می زد ۲
به بوی زلف تو آشفته آن زمان بودم
که منشی کن از آن کاف و نون به هم می زد ۳
نبود خانه چشمم هنوز بر بنیاد
که عشق روی تو بر جان در حرم می زد ۴
شبی که دیده من خلوت خیال تو بود
فلک هنوز سراپرده بر عدم می زد ۵
به جست و جوی وصال تو من کجا بودم
که در جهان قدم جان من قدم می زد ۶
هنوز چهره شادی ز عقل پنهان بود
که عشق بر رخ جانم نشان غم می زد ۷
هنوز خامه فطرت به امر «کن » جاری
نگشته بود که بر من غمت رقم می زد ۸
کلیم و طور هنوز از عدم خبر می داد
که جان من «ارنی » با تو دم به دم می زد ۹
کجا شود ز خطا پاک نامه عملم
اگر نه منشی عفوت بر آن قلم می زد ۱۰
چگونه قلب نسیمی چو زر شدی رایج
اگر نه فضل تواش سکه بر درم می زد ۱۱
که آفتاب رخت در قدم علم می زد ۱
ز جام عشق تو بودم خراب و مست آنروز
که نقش بند قضا، رسم جام جم می زد ۲
به بوی زلف تو آشفته آن زمان بودم
که منشی کن از آن کاف و نون به هم می زد ۳
نبود خانه چشمم هنوز بر بنیاد
که عشق روی تو بر جان در حرم می زد ۴
شبی که دیده من خلوت خیال تو بود
فلک هنوز سراپرده بر عدم می زد ۵
به جست و جوی وصال تو من کجا بودم
که در جهان قدم جان من قدم می زد ۶
هنوز چهره شادی ز عقل پنهان بود
که عشق بر رخ جانم نشان غم می زد ۷
هنوز خامه فطرت به امر «کن » جاری
نگشته بود که بر من غمت رقم می زد ۸
کلیم و طور هنوز از عدم خبر می داد
که جان من «ارنی » با تو دم به دم می زد ۹
کجا شود ز خطا پاک نامه عملم
اگر نه منشی عفوت بر آن قلم می زد ۱۰
چگونه قلب نسیمی چو زر شدی رایج
اگر نه فضل تواش سکه بر درم می زد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - گر سعادت نظری بر من زار اندازد
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.