هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، درد و رنج عشق ناکام و دوری از معشوق را بیان می‌کند. شاعر از جفاهای معشوق، نرسیدن به آرزوها، و سوختن در آتش غم می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند تجلی، اسرار، و زهد ریایی دارد. در نهایت، امید به پایان شب هجران و رسیدن به وصال دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، خون جگر، و آتش غم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۴۴ - جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید

جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
تا نشد دل ز جفا خون به مقامی نرسید ۱

آن که از دست غمت خون جگر نوش نکرد
از کف ساقی مقصود به جامی نرسید ۲

کی شود محرم اسرار تجلی رخت
چون کلیم از لبت آن کو به کلامی نرسید ۳

دور خوبی به جهان گرچه بسی آمد و رفت
بجز از دور جمالت به دوامی نرسید ۴

نیست از اهل بصیرت، به یقین آن محروم
کز لبت سلمه الله به سلامی نرسید ۵

آتش غم که نصیب من دلسوخته بود
منت از فضل الهی که به خامی نرسید ۶

دل من رفت به کوی تو، بجویش، زنهار
که چنین صید هوادار به دامی نرسید ۷

شب هجران تو روزی به سر آید بر من
کی دم صبح برآمد که به شامی نرسید ۸

تا ز بند سر زلفت گرهی باز نشد
بوی جان در همه عالم به مشامی نرسید ۹

برو ای زاهد از این زهد ریایی بگذر
کان که نگذشت ز ناموس به نامی نرسید ۱۰

تا نشد چشم نسیمی ز غمت لؤلؤ بار
گوهر نظم سرشکش به نظامی نرسید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - ساقی سیمین برآمد باده می باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.