هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از بازگشت خوشبختی و یار خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق، او را از گمراهی نجات داده و دلش را به سوی معشوق کشانده است. شاعر از عشق و مستی و زیبایی معشوق می‌گوید و از توبه کردن از عشق امتناع می‌ورزد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و عشق ممکن است نیاز به درک عمیق‌تری داشته باشند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۱۵۱ - دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر

دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
دولتم شد یار و بخت سعد همراهم دگر ۱

مدتی عقلم ز راه عشق گمره گشته بود
جذبه لطفش کشید، آورد با راهم دگر ۲

در خیالم فکر زهد و توبه و طامات بود
عشق آن بت رخ نمود از پرده ناگاهم دگر ۳

داشتم چون غنچه مستور آتش دل در درون
کرد رسوایش چنین آن دود و این آهم دگر ۴

ز آب چشمم پای در گل بود آن سرو بلند
باز چون بید است بر سر دست کوتاهم دگر ۵

مهر آن خورشید تابان بر دلم چون ماه نو
هردم افزون گشت و من چون شمع می کاهم دگر ۶

جان دهم من، هرشبی چون شمع، باد صبحدم
زنده می سازد به بویش هر سحرگاهم دگر ۷

یار سنبل مو که جوجو خرمن عمرم بسوخت
می دهد بر باد سودا باز چون کاهم دگر ۸

من ز چشم مست ساقی در خمارم روز و شب
مستی این می مرا بس، می نمی خواهم دگر ۹

چون نسیمی من نخواهم توبه کرد از روی خوب
این نصیحت کم کن ای زاهد، به اکراهم دگر ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - در خرابات عشق وقت سحر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.