هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از عشق به معشوق و رنج دوری از او سخن میگوید و از خداوند میخواهد که این درد را پایان دهد. او از عشق به عنوان یک تجربه روحانی و فراتر از دنیای مادی یاد میکند و از خواننده میخواهد که از تعلقات دنیوی بگذرد و به عشق حقیقی برسد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۷۹۰ - جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی ۱
چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو
بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی ۲
نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی ۳
در آرزوی رویت ای آرزوی جانم
دل نوحه کنان تا چند، جان نعرهزنان تا کی ۴
بشکن به سر زلفت این بند گران از دل
بر پای دل مسکین این بند گران تا کی ۵
دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند
خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی ۶
ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشین
درباز دو عالم را این سود و زیان تا کی ۷
اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی
پس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی ۸
گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر
هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی ۹
گر عاشق دلداری ور سوختهٔ یاری
بی نام و نشان میرو زین نام و نشان تا کی ۱۰
گفتی به امید تو بارت بکشم از جان
پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی ۱۱
عطار همی بیند کز بار غم عشقش
عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی ۱۲
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی ۱
چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو
بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی ۲
نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی ۳
در آرزوی رویت ای آرزوی جانم
دل نوحه کنان تا چند، جان نعرهزنان تا کی ۴
بشکن به سر زلفت این بند گران از دل
بر پای دل مسکین این بند گران تا کی ۵
دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند
خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی ۶
ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشین
درباز دو عالم را این سود و زیان تا کی ۷
اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی
پس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی ۸
گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر
هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی ۹
گر عاشق دلداری ور سوختهٔ یاری
بی نام و نشان میرو زین نام و نشان تا کی ۱۰
گفتی به امید تو بارت بکشم از جان
پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی ۱۱
عطار همی بیند کز بار غم عشقش
عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۰۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۹ - در ده می عشق یک دم ای ساقی
گوهر بعدی:غزل ۷۹۱ - گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.