هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر به توصیف معشوق و زیباییهای او میپردازد. از تشبیههایی مانند ماه، سرو، و آب حیوان برای توصیف معشوق استفاده شده است. همچنین، شاعر از وفاداری، درد عشق، و جور معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و جور معشوق نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.
شماره ۲۳۵ - ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
سرو اگر گویم قدت را، راستی هست آن چنین ۱
خلقت جان از ازل بود از لب شیرین تو
در جهان زان شد به نزد خلق شیرین جان چنین ۲
آفرین بر زلف و بر خالت که در عالم جز او
هندویی نگرفته باشد روم و ترکستان چنین ۳
بشکند بازار حور و طوبی آن ساعت که تو
بی نقاب آیی به باغ روضه رضوان چنین ۴
آنکه می خواند به سروت گو بجو عمر دراز
در چمن سروی به بار آرد گل خندان چنین؟ ۵
با لبت هم نسبتی هست آب حیوان را مگر
روحپرور نیست آب چشمه حیوان چنین ۶
گر تو بر فرقم نهی شمشیر، پیشت می نهم
گردن طاعت، که باید بنده فرمان چنین ۷
دیده خون می گرید از شوق رخت، واحسرتا
گر بماند حال زار دیده گریان چنین ۸
بسته ای عهد وفاداری و می آری به جا
کو وفاداری که باشد بر سر پیمان چنین؟ ۹
می رود در خون عاشق دستها رنگین نگار
زان جهت رنگین به خونم کرده ای دستان چنین ۱۰
هست درمان از تو دردم آفرین بر همتت
درد عاشق را کنند اهل دوا درمان چنین ۱۱
ای نسیمی رخ ز جور ماهرویان برمتاب
با جفا خو کن که باشد عادت خوبان چنین ۱۲
سرو اگر گویم قدت را، راستی هست آن چنین ۱
خلقت جان از ازل بود از لب شیرین تو
در جهان زان شد به نزد خلق شیرین جان چنین ۲
آفرین بر زلف و بر خالت که در عالم جز او
هندویی نگرفته باشد روم و ترکستان چنین ۳
بشکند بازار حور و طوبی آن ساعت که تو
بی نقاب آیی به باغ روضه رضوان چنین ۴
آنکه می خواند به سروت گو بجو عمر دراز
در چمن سروی به بار آرد گل خندان چنین؟ ۵
با لبت هم نسبتی هست آب حیوان را مگر
روحپرور نیست آب چشمه حیوان چنین ۶
گر تو بر فرقم نهی شمشیر، پیشت می نهم
گردن طاعت، که باید بنده فرمان چنین ۷
دیده خون می گرید از شوق رخت، واحسرتا
گر بماند حال زار دیده گریان چنین ۸
بسته ای عهد وفاداری و می آری به جا
کو وفاداری که باشد بر سر پیمان چنین؟ ۹
می رود در خون عاشق دستها رنگین نگار
زان جهت رنگین به خونم کرده ای دستان چنین ۱۰
هست درمان از تو دردم آفرین بر همتت
درد عاشق را کنند اهل دوا درمان چنین ۱۱
ای نسیمی رخ ز جور ماهرویان برمتاب
با جفا خو کن که باشد عادت خوبان چنین ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.