هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به توصیف زیباییهای معشوق، به ویژه ابروهای او پرداخته است. شاعر از جذابیت و فتنهانگیزی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق نگاه و ابروهای او را بر دلها بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی پیچیده، درک آن را برای سنین پایین دشوار میسازد.
شماره ۲۴۲ - دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
تعالی الله از آن چشمان، جلال الله از آن ابرو ۱
مخوان روی نگارم را به جان ای ساده دل زانرو
که چون روی دلارایش ندارد روی جان ابرو ۲
نهان از غمزه با مردم نگفتی راز و نشنودی
اگر با مردم چشمش نبودی در میان ابرو ۳
دلا بی ترک جان و سر، مکن سودای ابرویش
که نتوانی کشید آسان کمان آنچنان ابرو ۴
به ظاهر فتنه، خوبان را رخ و زلف است و خال اما
به چشم و غمزه خون خلق می ریزد نهان ابرو ۵
هلال از نون ابرویت نشانی می دهد لیکن
به پیشانی مگر نامش نهد آن دلستان ابرو ۶
برای فتنه عالم بس است ابرویت ای حوری
چرا از وسمه می بندی دگر بر ابروان ابرو ۷
تو را اقلیم زیبایی مسلم گشت و سلطانی
که بر خورشید تابان زد چو زلفت سایبان ابرو ۸
ز روی چون گل خندان برافکن پرده ای دلبر!
که عینت فتنه پیدا کرد و آشوب از کران ابرو ۹
اگر خواهی که بگشایی صیام روزه داران را
برآ بر طرف بام ای ماه! و بنما ناگهان ابرو ۱۰
ز «مازاغ البصر» حرفی به چشم توست ظاهر کن
که کرد اسرار «مااوحی » ز مژگانت عیان ابرو ۱۱
نسیمی قبله جز رویت نخواهد کرد چندانی
که باشد بر سر بالین چشم دلبران ابرو ۱۲
تعالی الله از آن چشمان، جلال الله از آن ابرو ۱
مخوان روی نگارم را به جان ای ساده دل زانرو
که چون روی دلارایش ندارد روی جان ابرو ۲
نهان از غمزه با مردم نگفتی راز و نشنودی
اگر با مردم چشمش نبودی در میان ابرو ۳
دلا بی ترک جان و سر، مکن سودای ابرویش
که نتوانی کشید آسان کمان آنچنان ابرو ۴
به ظاهر فتنه، خوبان را رخ و زلف است و خال اما
به چشم و غمزه خون خلق می ریزد نهان ابرو ۵
هلال از نون ابرویت نشانی می دهد لیکن
به پیشانی مگر نامش نهد آن دلستان ابرو ۶
برای فتنه عالم بس است ابرویت ای حوری
چرا از وسمه می بندی دگر بر ابروان ابرو ۷
تو را اقلیم زیبایی مسلم گشت و سلطانی
که بر خورشید تابان زد چو زلفت سایبان ابرو ۸
ز روی چون گل خندان برافکن پرده ای دلبر!
که عینت فتنه پیدا کرد و آشوب از کران ابرو ۹
اگر خواهی که بگشایی صیام روزه داران را
برآ بر طرف بام ای ماه! و بنما ناگهان ابرو ۱۰
ز «مازاغ البصر» حرفی به چشم توست ظاهر کن
که کرد اسرار «مااوحی » ز مژگانت عیان ابرو ۱۱
نسیمی قبله جز رویت نخواهد کرد چندانی
که باشد بر سر بالین چشم دلبران ابرو ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - عاشقم بر قامت رعنای تو
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.