هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تلاش‌های معنوی و اخلاقی خود برای کنترل نفس و رسیدن به قناعت و رضایت سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که این موفقیت‌ها نه با قدرت خود، بلکه با کمک الهی و الهام از آموزه‌های دینی مانند تعالیم خضر پیامبر به دست آمده است. همچنین، او از مبارزه با حرص و طمع و رسیدن به بی‌نیازی روحی صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شمارهٔ ۷۸ - حکیم دانا میرزا ابوالحسن جاوه فرماید:

ملک درویشی نه پنداری که بی لشکر گرفتم
این ولایت من بآه خشک و چشم تر گرفتم ۱

من بحول و قوه خود می نکردم این عفیفی
بل بعون حق عنان نفس شهوتگر گرفتم ۲

بود در سر نخوتم هر چند کوشیدم بنیرو
نخوتم زایل نشد تا آنکه ترک سر گرفتم ۳

بود جانم کودکی حرصش پدر مامش طمع من
هم بجهدش زان پدر وز چنگ این مادر گرفتم ۴

من درین دریای بی پایاب در یارستگی را
از قناعت کشتی و از خامشی لنگر گرفتم ۵

آب حیوان بد قناعت جستم از ظلمات خلوت
این روش تعلیم من از خضر پیغمبر گرفتم ۶

بی نیازم گرچه لیکن در گدائی بهر دانش
گوئیا عباس دوسم یا از او دختر گرفتم ۷

دوش دل می گفت رستم از علایق جلوه گفتا
کافرم خوان این سخن گر از او من باور گرفتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷ - آن خمیری را کز آب سلسبیل
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.