هوش مصنوعی:
این شعر از درد هجران و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر خود را در دریای غم و آتش فراق غرق شده میبیند و از روزگار سخت و زنجیرهای عشق شکایت میکند. او با وجود رنجها، همچنان در باغ یاد معشوق غرق است و از عقل فرمانبری نمیکند، بلکه تسلیم عشق است. شعر با تمثیلها و استعارههای زیبا، حالات روحی شاعر را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی عاطفی بالاتری دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۹۳ - مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریم
مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریم
ماه طالع گشت و ما با نحس کیوان اندریم ۱
غرقه دریای اشگیم از غمش سر تا قدم
لیک از هجران او در نار سوزان اندریم ۲
ای تن آسان مانده در ساحل باستخلاص ما
همتی بگمار کاندر موج طوفان اندریم ۳
پرتوی ای مهر رحمت لطفی ای باد بهار
زانکه ما در دست سرمای زمستان اندریم ۴
ای ز وصل دوستان آسوده در دارالسرور
یاد کن از ما که در این بیت الاحزان اندریم ۵
روزگاری شد که با جمعی پریشان روزگار
بسته در زنجیر آن زلف پریشان اندریم ۶
چون سکندر تشنه آب حیاتیم از لبش
زین سبب دیری است در ظلمات هجران اندریم ۷
گر چه می نالیم چون بلبل ز هجرانش مدام
لیک از یاد رخش در باغ و بستان اندریم ۸
نامسلمانست چشمش ای مسلمانان فغان
کاین زمان در دست ترکی نامسلمان اندریم ۹
دیو در خلوتگه ماره ندارد کآشکار
با یر پرویان غیبی در شبستان اندریم ۱۰
سرکشی کردیم از فرمان عقل اما بطوع
شهریار عشق را گردن بفرمان اندریم ۱۱
از امیری خواستم اسرار پیر عشق را
گفت ما با کودکان در یک دبستان اندریم ۱۲
ماه طالع گشت و ما با نحس کیوان اندریم ۱
غرقه دریای اشگیم از غمش سر تا قدم
لیک از هجران او در نار سوزان اندریم ۲
ای تن آسان مانده در ساحل باستخلاص ما
همتی بگمار کاندر موج طوفان اندریم ۳
پرتوی ای مهر رحمت لطفی ای باد بهار
زانکه ما در دست سرمای زمستان اندریم ۴
ای ز وصل دوستان آسوده در دارالسرور
یاد کن از ما که در این بیت الاحزان اندریم ۵
روزگاری شد که با جمعی پریشان روزگار
بسته در زنجیر آن زلف پریشان اندریم ۶
چون سکندر تشنه آب حیاتیم از لبش
زین سبب دیری است در ظلمات هجران اندریم ۷
گر چه می نالیم چون بلبل ز هجرانش مدام
لیک از یاد رخش در باغ و بستان اندریم ۸
نامسلمانست چشمش ای مسلمانان فغان
کاین زمان در دست ترکی نامسلمان اندریم ۹
دیو در خلوتگه ماره ندارد کآشکار
با یر پرویان غیبی در شبستان اندریم ۱۰
سرکشی کردیم از فرمان عقل اما بطوع
شهریار عشق را گردن بفرمان اندریم ۱۱
از امیری خواستم اسرار پیر عشق را
گفت ما با کودکان در یک دبستان اندریم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.