هوش مصنوعی: شاعر از درد و رنج عشق و بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند. او از بی‌توجهی معشوق به درد و دلش، تهدیدهای او و نادیده گرفتن التماس‌هایش می‌نالد. با وجود این همه رنج، هنوز امیدوار است و عشق خود را به معشوق ابراز می‌کند. او تأکید می‌کند که با وجود دیدن هزاران دلبر، تنها معشوق را انتخاب کرده و رنج‌هایش را تحمل می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل موضوعات عاطفی عمیق، درد و رنج عشق و بیان احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۱۸۶ - چو دل ز دردم، چو جان ز داغم، فگار کردی چرا ز یاری

چو دل ز دردم، چو جان ز داغم، فگار کردی چرا ز یاری
به درد و داغم، دوا و مرهم، نمی فرستی، نمی گذاری! ۱

هزار بارم، ز خشم گفتی که: ریزمت خون، نگفتمت : نه!
هزار بارت، به عجز گفتم که: بوسمت لب؟! نگفتی آری! ۲

بسی وفایت، به خلق گفتم، کنون ز جورت، اگر زنم دم
میان مردم، نمی توانم، برآورم سر، ز شرمساری! ۳

من آن شکارم، که از کمند تو، چون گریزم، کشد به خونم
غم شکاری، که چون گریزد، دو گامش از پی، رود شکاری! ۴

امید گاها، امیدوارم، که بگذرد چون، ز کار کارم
چو جان شیرین، تو را سپارم، به خاک کویت، مرا سپاری! ۵

هزار دلبر، اگر چه دیدم، به دل ربایی، تو را گزیدم
هزار زخم، رسید بر دل، ولی از آنها، یکی است کاری ۶

به ناله آذر، مرا چه حاجت؟ خموشی اولی، که در محبت
ضرر نبردم ز صبر و طاقت، اثر ندیدم ز آه و زاری! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - دل ز یار کهن، مگر کندی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.