هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و شوق به معشوق، رنجهای عشق، و مفاهیم بلند معنوی سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق، آتش عشق، و رنجهای ناشی از آن میسراید و به مفاهیمی مانند تقدیر، عرفان، و فلسفه زندگی نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'شهید تیغ عشق' و 'خنجر مژگان' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۴۸ - ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
گل ز دیوان جمالت یک ورق از صد کتاب ۱
فکر زلفت داشتم شوقت به دل زد آتشی
سوختم چندان که پیچیدم به خود زین پیچ و تاب ۲
عارضی چون مهر داری زاه ما غافل مباش
تا نگردد آفتابت تیره از جوش سحاب ۳
از دل زاهد نباشد بهره کنز عشق را
شاه را حاصل نگردد مال از ملک خراب ۴
من شهید تیغ عشقم دود آهم شد علم
بر سر خاکم گذر کن تا نمانی از ثواب ۵
طائر نظاره با خاک در او چون رسد
بر فلک همپایه باشد از بلندی آن جناب! ۶
در تلاش جستجوی حلقه گیسوی او
موج دارد آبله بر پای هر دم از حباب ۷
یک جهان خنجر مهیا کردی از مژگان خویش
تا کی استغنا خدا را بهر قتل من شتاب! ۸
دم به دم جوش خیال شبنم روی گلش
ز آسمان حسن می تازد به فرقم چون شهاب ۹
از نگه بر روی او ساز بم خود زین کن
تا ندرد از تماشا بر رخش طرف نقاب ۱۰
تیره بختی ها نصیبم شد ز دیوان ازل
سرنوشتم را قضا کردست از بال غراب ۱۱
چند روزی شد که دارم با تأمل الفتی
شاهد معنی همان بهتر که نبود در حجاب ۱۲
تا ز فیض آگهی طغرل سخن سر کرده ام
بعد من شاعر کسی دیگر نمی بیند به خواب ۱۳
گل ز دیوان جمالت یک ورق از صد کتاب ۱
فکر زلفت داشتم شوقت به دل زد آتشی
سوختم چندان که پیچیدم به خود زین پیچ و تاب ۲
عارضی چون مهر داری زاه ما غافل مباش
تا نگردد آفتابت تیره از جوش سحاب ۳
از دل زاهد نباشد بهره کنز عشق را
شاه را حاصل نگردد مال از ملک خراب ۴
من شهید تیغ عشقم دود آهم شد علم
بر سر خاکم گذر کن تا نمانی از ثواب ۵
طائر نظاره با خاک در او چون رسد
بر فلک همپایه باشد از بلندی آن جناب! ۶
در تلاش جستجوی حلقه گیسوی او
موج دارد آبله بر پای هر دم از حباب ۷
یک جهان خنجر مهیا کردی از مژگان خویش
تا کی استغنا خدا را بهر قتل من شتاب! ۸
دم به دم جوش خیال شبنم روی گلش
ز آسمان حسن می تازد به فرقم چون شهاب ۹
از نگه بر روی او ساز بم خود زین کن
تا ندرد از تماشا بر رخش طرف نقاب ۱۰
تیره بختی ها نصیبم شد ز دیوان ازل
سرنوشتم را قضا کردست از بال غراب ۱۱
چند روزی شد که دارم با تأمل الفتی
شاهد معنی همان بهتر که نبود در حجاب ۱۲
تا ز فیض آگهی طغرل سخن سر کرده ام
بعد من شاعر کسی دیگر نمی بیند به خواب ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - می برد لعل لب او نشئه از موج شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.