هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، فراق و ناامیدی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و رنجهای خود میگوید و احساس میکند که دلش مانند سنگ شده است. شاعر همچنین از بیتفاوتی معشوق و تلخی هجران شکایت دارد و به دشواریهای راه عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۶۷ - هر لحظه به دل از مژه ات زخم خدنگ است
هر لحظه به دل از مژه ات زخم خدنگ است
ابروی کمان تو مگر کار فرنگ است؟! ۱
مشهور بود گل به چمن گر چه به خوبی
از خجلت رخسار تو از رنگ به رنگ است ۲
احوال مرا دیدی و رحم تو نیامد
دل نیست مگر در بغلت قطعه سنگ است؟! ۳
دود غم محنت نکند تیره دلم را
این آئینه آن نیست که او قابل زنگ است! ۴
در بحر غمش هر که فتد نیست خلاصی
کاین لجه دریا همه در کام نهنگ است! ۵
باشد رقم داغ سویدای دل من
آن نقطه که سرمشق خط پوست پلنگ است ۶
در شعله شمع دلم ای عشق مزن آب
صلحی که تو می خواهی سراپا همه جنگ است! ۷
تا چند بگوئی سخنی از دهن او
بگذر تو ازین دغدغه کین قافیه تنگ است! ۸
آسان نبود دعوی سودای وصالش
معجون خیالت همه از نشئه بنگ است! ۹
وصلی که بود در پیش اندیشه هجرانا
شهدیست به کام تو که از طعم شرنگ است ۱۰
شبدیز هوس چند درین بادیه رانی
ره دور و درازست ولی اسپ تو لنگ است؟! ۱۱
طغرل همه در بند سخن بس که اسیرند
امروز مرا از غزل و قافیه ننگ است! ۱۲
ابروی کمان تو مگر کار فرنگ است؟! ۱
مشهور بود گل به چمن گر چه به خوبی
از خجلت رخسار تو از رنگ به رنگ است ۲
احوال مرا دیدی و رحم تو نیامد
دل نیست مگر در بغلت قطعه سنگ است؟! ۳
دود غم محنت نکند تیره دلم را
این آئینه آن نیست که او قابل زنگ است! ۴
در بحر غمش هر که فتد نیست خلاصی
کاین لجه دریا همه در کام نهنگ است! ۵
باشد رقم داغ سویدای دل من
آن نقطه که سرمشق خط پوست پلنگ است ۶
در شعله شمع دلم ای عشق مزن آب
صلحی که تو می خواهی سراپا همه جنگ است! ۷
تا چند بگوئی سخنی از دهن او
بگذر تو ازین دغدغه کین قافیه تنگ است! ۸
آسان نبود دعوی سودای وصالش
معجون خیالت همه از نشئه بنگ است! ۹
وصلی که بود در پیش اندیشه هجرانا
شهدیست به کام تو که از طعم شرنگ است ۱۰
شبدیز هوس چند درین بادیه رانی
ره دور و درازست ولی اسپ تو لنگ است؟! ۱۱
طغرل همه در بند سخن بس که اسیرند
امروز مرا از غزل و قافیه ننگ است! ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.