هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، شور و شوق عشق، غم‌های ناشی از هجران، و زیبایی معشوق را توصیف می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق ابدی، تقدیر، و ناامیدی در عشق سخن می‌گوید و از استعاره‌های زیبا مانند زلف معشوق، جام جم، و مرغ رنگ برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌های پیچیده، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

شماره ۱۴۸ - هر کجا شوق توام ساغر کش آمال بود

هر کجا شوق توام ساغر کش آمال بود
صبح عشرت سربلند و شام غم پامال بود ۱

داشتم از زلف او سرمایه عیش ابد
تا سواد خط او بر روی دولت خال بود ۲

دیده آئینه بر رویش گشودند در ازل
عرض جوهر در زبان صورت او لال بود ۳

می زدم هر لحظه من دستی به دامان دعا
چون الف قدم به یاد ابروی او دال بود ۴

خاطر ما کی کند امروز یاد جام جم
بس که جام عشرت ما دوش مالامال بود! ۵

نیست جز سودای او در چارسوی اعتبار
مشتری گویا نشان مهره این فال بود ۶

چون نگاه اندر هوای عشق او پر می زدم
آشیان مرغ رنگم از شکست بال بود ۷

بس که سنجیدم به صبح شادمانی شام غم
کوه در میزان هجرش وزن یک مثقال بود ۸

حبذا طغرل که بیدل می سراید مصرعی
ماضی و مستقبل این بزم حیرت حال بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.