هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شوق به معشوق، رنج‌های عشق، و جدایی از دنیای مادی سخن می‌گوید. او از فراق و درد عشق، و همچنین از تجرد و انزوا در مسیر عرفان یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و انزوا نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۵۲ - چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم

چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
به صد مضراب می تازد فغانم لیک خاموشم ۱

اگر چندی که چون سروم درین گلشن به آزادی
غلام همتم جز حلقه او نیست در گوشم ۲

نصیب از قسمت جام ازل با من
مسئله ای دارم ولیکن پنبه در گوشم ۳

خویش تا دادم عنان صبر و طاقت را
یاد پای بوسش رفته از من پیشتر هوشم! ۴

زان روزی که جانم شد نشان ناوک تیرش
ز بار عشق او خم گشته مانند کمان دوشم ۵

تجرد مشربم آسوده اندر بستر راحت
به غیر از شاهد معنی نمی باشد در آغوشم ۶

غریق لجه عشقم چه می پرسی ز احوالم؟!
وطن در جیب خود دارم حباب خانه بر دوشم! ۷

نمی باشد لباسی در بر من غیر عریانی
ندارم کسوت دیگر ز عالم چشم می پوشم ۸

برد هوش از سرم طغرل همین یک مصرع بیدل
جهان تعبیر بود آنجا که من خواب فراموشم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۱ - حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۳ - گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.