هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی شدید به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام وجودش درگیر عشق و سودای اوست. او حتی حاضر است از زندگی و هر نعمتی به خاطر معشوق بگذرد و تنها وصال او را آرزو میکند. شاعر خود را مانند مجنون در عشق لیلی میداند و از هرگونه خرد و منطق در این راه دوری میجوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند عشق شدید و فداکاری در راه معشوق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۵۳ - گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
حباب آسا به سودای خیالش خانه بر دوشم! ۱
ادیبا با من از درس خرد دیگر مگو حرفی
چو مجنون در خیال طره لیلی بود هوشم! ۲
نمی خواهم به غیر از دولت دیدار وصل او
اگر فرزند خورشید فلک آید در آغوشم! ۳
مرا از زندگی بهتر که مردن در تمنایش
گر در جام جم آب حیات آید نمی نوشم! ۴
همین شد سرنوشت قسمت روز ازل با من
قضا از حلقه ای داغ غلامی کرد در گوشم! ۵
نباشد در خور من هیچ لاف نغمه شوقش
ز تشویر حرارت های عشق یار در جوشم ۶
خوشا در پیکر من کسوت خاک درش طغرل
به جای پیرهن جز او ز عالم چشم می پوشم! ۷
حباب آسا به سودای خیالش خانه بر دوشم! ۱
ادیبا با من از درس خرد دیگر مگو حرفی
چو مجنون در خیال طره لیلی بود هوشم! ۲
نمی خواهم به غیر از دولت دیدار وصل او
اگر فرزند خورشید فلک آید در آغوشم! ۳
مرا از زندگی بهتر که مردن در تمنایش
گر در جام جم آب حیات آید نمی نوشم! ۴
همین شد سرنوشت قسمت روز ازل با من
قضا از حلقه ای داغ غلامی کرد در گوشم! ۵
نباشد در خور من هیچ لاف نغمه شوقش
ز تشویر حرارت های عشق یار در جوشم ۶
خوشا در پیکر من کسوت خاک درش طغرل
به جای پیرهن جز او ز عالم چشم می پوشم! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.