هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و هجران میگوید و با اشاره به شراب و میکده، به دنبال تسکین دردهای خود است. او از لطف و جفای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز جز شراب فراموشی نمیتواند او را آرام کند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شمارهٔ ۵۷ - تتبع خواجه
جفا و جور توام بر دل است و لطف عنایت
به شکر آن نتوانم ادا چه جای شکایت ۱
پی صبوح شب تیره ره به میکده بردم
مگر که همت پیر مغان نمود هدایت ۲
ربود هوش دلم را به عشوه مستی ساقی
چه می که گفتیش و ناچشیده کرد سرایت ۳
شراب تلخ بسی خورده ام ز ساغر دوران
ولیک جام می هجر مهلک است بغایت ۴
ز حدت غم و دردم ز عشق یار که آگه
که نه بدایت آن ظاهر آمد و نه نهایت ۵
قدح چه پر کنی ای شوخ می فروش به قصدم
مرا که جرعه ای از ساغر تو هست کفایت ۶
هجوم لشکر هستی چو گشت قاتل فانی
بجز شراب فنا همدمی نکرد حمایت ۷
به شکر آن نتوانم ادا چه جای شکایت ۱
پی صبوح شب تیره ره به میکده بردم
مگر که همت پیر مغان نمود هدایت ۲
ربود هوش دلم را به عشوه مستی ساقی
چه می که گفتیش و ناچشیده کرد سرایت ۳
شراب تلخ بسی خورده ام ز ساغر دوران
ولیک جام می هجر مهلک است بغایت ۴
ز حدت غم و دردم ز عشق یار که آگه
که نه بدایت آن ظاهر آمد و نه نهایت ۵
قدح چه پر کنی ای شوخ می فروش به قصدم
مرا که جرعه ای از ساغر تو هست کفایت ۶
هجوم لشکر هستی چو گشت قاتل فانی
بجز شراب فنا همدمی نکرد حمایت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۶ - مخترع
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۸ - تتبع شیخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.