هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود می‌نویسد. شاعر از توبه و پرهیز خود در برابر زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از وصل و هجر معشوق به عنوان تجربه‌هایی عمیق و تأثیرگذار یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی داشته باشد تا به درستی درک شود.

غزل ۷ - جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
زنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را ۱

توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش من
زلف جان آویز را یا چشم رنگ آمیز را ۲

گر لب شیرین آن بت بر لب شیرین بدی
جان مانی سجده کردی صورت پرویز را ۳

با چنان زلف و چنان چشم دلاویز ای عجب
جای کی ماند درین دل توبه و پرهیز را ۴

جان ما می را و قالب خاک را و دل ترا
وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را ۵

شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را
ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را ۶

گر شب وصلت نماید مر شب معراج را
نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را ۷

اهل دعوی را مسلم باد جنات النعیم
رطل می‌باید دمادم مست بیگه خیز را ۸

آتش عشق سنایی تیز کن ای ساقیا
در دهیدش آب انگور نشاط‌انگیز را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶ - می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را
گوهر بعدی:غزل ۸ - انعم‌الله صباح ای پسرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.