هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و وفاداری به معشوق سخن می‌گوید، هرچند معشوق همواره به او جفا می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید و بیان می‌کند که عشق به معشوق برای او سرنوشتی ویژه و متفاوت است. شاعر همچنین از رنج هجران و آرزوی وصال معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تنها وصال معشوق می‌تواند آرامش‌بخش باشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۳۹ - هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست

هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست
گر چه او را هر نفس بر من جفایی دیگرست ۱

من برو ساعت به ساعت فتنه زانم کز جمال
هر زمان او را به من از نو عنایی دیگرست ۲

گر قضا مستولی و قادر شود بر هر کسی
بر من بیچاره عشق او قضایی دیگرست ۳

باد زلفش از خوشی می‌آورد بوی عبیر
خاک پایش از عزیزی توتیایی دیگرست ۴

از لطیفی آفتاب دیگرست آن دلفریب
از ضعیفی عاشقش گویی هبایی دیگرست ۵

یک زمان از رنج هجرانش دلم خالی مباد
کو مرا جز وصل او راحت فزایی دیگرست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸ - ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تراست
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.