هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که از استعارههای مختلفی مانند گل، چشمه، جام، و خون برای بیان احساسات عمیق و درد عشق استفاده میکند. شاعر از عشق به عنوان چیزی یاد میکند که با وجود زیباییاش، همراه با رنج و خون است. این شعر همچنین به مفاهیمی مانند فداکاری، شهیدان، و رنجهای عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده مکرر از استعارههای مرتبط با خون و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۵ - اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
چشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست ۱
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونست
جامیست محبت که شرابش همه خونست ۲
با غیر تو ساغرکشی و من کشم از رشگ
آن جام لبالب که شرابش همه خونست ۳
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغ
باغیست که باران سحابش همه خونست ۴
رنگین ز حنا نیست که آن پنجه ی خون ریز
چون پنجه قصاب خضابش همه خونست ۵
رحم است به مهجور تو کز دیده ی خون بار
شب ریخته در بستر خوابش همه خونست ۶
راند فرس آهسته که از خون شهیدان
هرجا که رود تا به رکابش همه خونست ۷
خون گشته دل ما که ز شوق تو زند جوش
بحریست که در جام حبابش همه خونست ۸
از چرخ مجو کام که در ساغر مینا
شهدش همه زهر است و شرابش همه خونست ۹
یارب چه بود حاصل گلچین محبت
از چیدن آن گل که گلابش همه خونست ۱۰
من چشمه ی حیوان طلب و تشنه لبم عشق
افکنده در آن دشت که آبش همه خونست ۱۱
دانی ز غمت کیست درین میکده مشتاق
مستی که به ساغر می نابش همه خونست ۱۲
چشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست ۱
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونست
جامیست محبت که شرابش همه خونست ۲
با غیر تو ساغرکشی و من کشم از رشگ
آن جام لبالب که شرابش همه خونست ۳
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغ
باغیست که باران سحابش همه خونست ۴
رنگین ز حنا نیست که آن پنجه ی خون ریز
چون پنجه قصاب خضابش همه خونست ۵
رحم است به مهجور تو کز دیده ی خون بار
شب ریخته در بستر خوابش همه خونست ۶
راند فرس آهسته که از خون شهیدان
هرجا که رود تا به رکابش همه خونست ۷
خون گشته دل ما که ز شوق تو زند جوش
بحریست که در جام حبابش همه خونست ۸
از چرخ مجو کام که در ساغر مینا
شهدش همه زهر است و شرابش همه خونست ۹
یارب چه بود حاصل گلچین محبت
از چیدن آن گل که گلابش همه خونست ۱۰
من چشمه ی حیوان طلب و تشنه لبم عشق
افکنده در آن دشت که آبش همه خونست ۱۱
دانی ز غمت کیست درین میکده مشتاق
مستی که به ساغر می نابش همه خونست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - تو را فلک بمن ایماه مهربان نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - آن که با من همنشین در عشق جانان من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.