هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او به حدی است که حتی از پارسایی و پادشاهی نیز دست کشیده است. او از زیباییهای معشوق مانند زلف، رخسار، ابرو و مژگانش تعریف میکند و تأکید میکند که تنها در عشق اوست که شادی و آرامش مییابد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۲ - توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
دی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرست ۱
از ترانهٔ عشق تو نور نبی موقوف گشت
وز مغابهٔ جام تو قندیلها بر هم شکست ۲
رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد
حلقههای زلف تو پای خردمندان ببست ۳
ابروی مقرونت ای دلبر کمان اندر کشید
ناوک مژگانت ای جانان دل و جانم بخست ۴
با چنان مژگان و ابرو با چنان رخسار و لب
بود نتوان جز صبور و عاشق و مخمور و مست ۵
پارسایی را بود در عشق تو بازار سست
پادشاهی را بود در وصل تو مقدار پست ۶
جز برای تو نسازم من ز فرق خویش پای
جز به یاد تو نیارم سوی رطل و جام دست ۷
شادی و آرام نبود هر که را وصل تو نیست
هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست ۸
دی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرست ۱
از ترانهٔ عشق تو نور نبی موقوف گشت
وز مغابهٔ جام تو قندیلها بر هم شکست ۲
رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد
حلقههای زلف تو پای خردمندان ببست ۳
ابروی مقرونت ای دلبر کمان اندر کشید
ناوک مژگانت ای جانان دل و جانم بخست ۴
با چنان مژگان و ابرو با چنان رخسار و لب
بود نتوان جز صبور و عاشق و مخمور و مست ۵
پارسایی را بود در عشق تو بازار سست
پادشاهی را بود در وصل تو مقدار پست ۶
جز برای تو نسازم من ز فرق خویش پای
جز به یاد تو نیارم سوی رطل و جام دست ۷
شادی و آرام نبود هر که را وصل تو نیست
هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - ای پر در گوش من ز چنگت
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - زان چشم پر از خمار سرمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.