هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جذبههای آن سخن میگوید. او از تأثیر نگاه معشوق که مانند تیری بر دل عاشقان مینشیند و آنها را اسیر خود میکند، صحبت میکند. معشوق با رفتارش دلهای عاشقان را میرباید و آنها را در بند خود نگه میدارد. شاعر همچنین از رنج عاشقان و شکستن دلهای آنها توسط معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۴۳ - زان چشم پر از خمار سرمست
زان چشم پر از خمار سرمست
پر خون دارم دو دیده پیوست ۱
اندر عجبم که چشم آن ماه
ناخورده شراب چون شود مست ۲
یا بر دل خسته چون زند تیر
بی دست و کمان و قبضه و شست ۳
بس کس که ز عشق غمزهٔ او
زنار چهار کرد بر بست ۴
برد او دل عاشقان آفاق
پیچند بر آن دو زلف چون شست ۵
چون دانست او که فتنه بر خاست
متواری شد به خانه بنشست ۶
یک شهر ازو غریو دارند
زان نیست شگفت جای آن هست ۷
دارند به پای دل ازو بند
دارند به فرق سر ازو دست ۸
تا عزم جفا درست کرد او
دست همه عاشقانش بشکست ۹
پر خون دارم دو دیده پیوست ۱
اندر عجبم که چشم آن ماه
ناخورده شراب چون شود مست ۲
یا بر دل خسته چون زند تیر
بی دست و کمان و قبضه و شست ۳
بس کس که ز عشق غمزهٔ او
زنار چهار کرد بر بست ۴
برد او دل عاشقان آفاق
پیچند بر آن دو زلف چون شست ۵
چون دانست او که فتنه بر خاست
متواری شد به خانه بنشست ۶
یک شهر ازو غریو دارند
زان نیست شگفت جای آن هست ۷
دارند به پای دل ازو بند
دارند به فرق سر ازو دست ۸
تا عزم جفا درست کرد او
دست همه عاشقانش بشکست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - دوست چنان باید کان منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.