هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر با استفاده از استفهام انکاری و بیان شرایط مختلف، به بیان عظمت و لطف خداوند و ناچیز بودن انسان در برابر او میپردازد. شاعر تأکید میکند که هر چه انسان تصور کند، در برابر عظمت خداوند ناچیز است و هیچ چیز بدون لطف او ممکن نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استفهام انکاری و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۱ - گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
بر سر خوبان عالم پادشایی نیست هست ۱
ور چنان دانی که جان پاکبازان را ز عشق
با جمال خاکپایت آشنایی نیست هست ۲
ور گمانت آید که گاه دل ربودن در سماع
روی و آوازت هلاک پارسایی نیست هست ۳
ور تو اندیشی که گاه گوهر افشاندن ز لعل
از لبت گم بودگان را رهنمایی نیست هست ۴
ور تو پنداری که چون برداری از رخ زلف را
از تو قندیل فلک را روشنایی نیست هست ۵
ور چنان دانی ترا روز قیامت از خدای
از پی خون چو من عاشق جزایی نیست هست ۶
ور تو بسگالی که با این حسن و خوبی مر ترا
خوی بد عهدی و رسم بی وفایی نیست هست ۷
ور همی دانی که بر خاک سر کویت ز خون
صد هزاران قطره از چشم سنایی نیست هست ۸
بر سر خوبان عالم پادشایی نیست هست ۱
ور چنان دانی که جان پاکبازان را ز عشق
با جمال خاکپایت آشنایی نیست هست ۲
ور گمانت آید که گاه دل ربودن در سماع
روی و آوازت هلاک پارسایی نیست هست ۳
ور تو اندیشی که گاه گوهر افشاندن ز لعل
از لبت گم بودگان را رهنمایی نیست هست ۴
ور تو پنداری که چون برداری از رخ زلف را
از تو قندیل فلک را روشنایی نیست هست ۵
ور چنان دانی ترا روز قیامت از خدای
از پی خون چو من عاشق جزایی نیست هست ۶
ور تو بسگالی که با این حسن و خوبی مر ترا
خوی بد عهدی و رسم بی وفایی نیست هست ۷
ور همی دانی که بر خاک سر کویت ز خون
صد هزاران قطره از چشم سنایی نیست هست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.