هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از آزارهای معشوق، شکست در بازار عشق، و دلدادگی شدید به معشوق میگوید. همچنین، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیرات عمیق آن بر دل خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد.
غزل ۵۲ - کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
زین سبب کار دلم زارست گویی نیست هست ۱
خصم تو بازار من بشکست و با خصم ای صنم
مر ترا پیوسته بازارست گویی نیست هست ۲
تا به خروارست شکر لعل نوشین ترا
در دلم عشقت به خروارست گویی نیست هست ۳
طرهٔ طرار تو دل دزدد از مردم همی
شد یقین کان طره طرارست گویی نیست هست ۴
ماهرویا تا تو کردی رایت صحبت نگون
رایت صبرم نگونسارست گویی نیست هست ۵
بوسهای را زان لب چون لعل نوشینت به جان
چاکر مسکین خریدارست گویی نیست هست ۶
نرگس خونخوار تو پیوسته خون ریزد همی
نرگست بس شوخ و خونخوارست گویی نیست هست ۷
زین سبب کار دلم زارست گویی نیست هست ۱
خصم تو بازار من بشکست و با خصم ای صنم
مر ترا پیوسته بازارست گویی نیست هست ۲
تا به خروارست شکر لعل نوشین ترا
در دلم عشقت به خروارست گویی نیست هست ۳
طرهٔ طرار تو دل دزدد از مردم همی
شد یقین کان طره طرارست گویی نیست هست ۴
ماهرویا تا تو کردی رایت صحبت نگون
رایت صبرم نگونسارست گویی نیست هست ۵
بوسهای را زان لب چون لعل نوشینت به جان
چاکر مسکین خریدارست گویی نیست هست ۶
نرگس خونخوار تو پیوسته خون ریزد همی
نرگست بس شوخ و خونخوارست گویی نیست هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - ای ساقی می بیار پیوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.