هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات شاعر دربارهی عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از این که عشقش نادیده گرفته میشود و تلاشهایش بیپاسخ میماند، شکایت دارد و از دردهای عاطفی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۳ - بدی از نیک بر نمیآید
بدی از نیک بر نمیآید
کار زهر از شکر نمیآید ۱
من براهش ز خویش بیخبرم
باز گویش خبر نمیآید ۲
پیش آهم چه خیزد از دوزخ
کار برق از شرر نمیآید ۳
گو به بزمت دمی که چون مینا
خونم از چشم تر نمیآید ۴
از تو کاریست بر گرفتن دل
که ز مشتاق بر نمیآید ۵
کار زهر از شکر نمیآید ۱
من براهش ز خویش بیخبرم
باز گویش خبر نمیآید ۲
پیش آهم چه خیزد از دوزخ
کار برق از شرر نمیآید ۳
گو به بزمت دمی که چون مینا
خونم از چشم تر نمیآید ۴
از تو کاریست بر گرفتن دل
که ز مشتاق بر نمیآید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی میزند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.