هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عاشقانه و دردهای عشق میپردازد. او از لحظات شیرین با معشوق، رهایی از هستی و رسیدن به فیض نیستی، و همچنین از بیخوابیهای ناشی از غم معشوق سخن میگوید. شاعر همچنین به سادهلوحی خود در دوستی با نیکان و بدان اشاره میکند و در نهایت، به غرور معشوق و نگاه مشتاقانه خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند نیستی و رهایی از هستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۰۶ - خوش آنساعت که بیخشم و غضب با ما تو بنشینی
خوش آنساعت که بیخشم و غضب با ما تو بنشینی
نه در دل عقدهای ما را نه برابر و ترا چینی ۱
چه فیض است از بهار لخت دل دانی کنارم را
اگر یکره پر از گل دیدهای دامان گلچینی ۲
نهادم پا براه عشق تا آید چه در پیشم
نه عقل آخر اندیشی نه چشم عاقبت بینی ۳
ز هستی هر که رست و یافت فیض نیستی داند
که آن بیداری تلخی بود این خواب شیرینی ۴
به نیکان و بدان از سادهلوحی الفتی دارم
نه زانقومم بجان مهری نه زین جمعم بدل کینی ۵
مر پهلو بخار یا بخشتی سر نهم ورنه
که شبهای غمت نه بستری دارم نه بالینی ۶
نظر مشتاق دارد از غرور حسن آن مهوش
بآن نخوت که بیند پادشاهی سعی مسکینی ۷
نه در دل عقدهای ما را نه برابر و ترا چینی ۱
چه فیض است از بهار لخت دل دانی کنارم را
اگر یکره پر از گل دیدهای دامان گلچینی ۲
نهادم پا براه عشق تا آید چه در پیشم
نه عقل آخر اندیشی نه چشم عاقبت بینی ۳
ز هستی هر که رست و یافت فیض نیستی داند
که آن بیداری تلخی بود این خواب شیرینی ۴
به نیکان و بدان از سادهلوحی الفتی دارم
نه زانقومم بجان مهری نه زین جمعم بدل کینی ۵
مر پهلو بخار یا بخشتی سر نهم ورنه
که شبهای غمت نه بستری دارم نه بالینی ۶
نظر مشتاق دارد از غرور حسن آن مهوش
بآن نخوت که بیند پادشاهی سعی مسکینی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - نباشد آتشی سوزندهتر از آتش دوری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - خوشا مستی و عشق نازنینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.