هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از تجربهی عشق و وصال با معشوق سخن میگوید. دل او را به ماه و خورشید تشبیه میکند و از بادهی عشق و مستی ناشی از آن یاد میکند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق او را به وجد آورده و از خود بیخود کرده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۸۹ - روزی دل من مرا نشان داد
روزی دل من مرا نشان داد
وز ماه من او خبر به جان داد ۱
گفتا بشنو نشان ماهی
کو نامهٔ عشق در جهان داد ۲
خورشید رهی او نزیبد
مه بوسه ورا بر آستان داد ۳
یک روز مرا بخواند و بنواخت
و آنگاه به وصل من زبان داد ۴
برداشت پیاله و دمادم
می داد مرا و بی کران داد ۵
من دانستم که می بلاییست
لیکن چه کنم مرا چو ز آن داد ۶
از باده چنان مرا بیازرد
کز سر بگرفت و در میان داد ۷
وز ماه من او خبر به جان داد ۱
گفتا بشنو نشان ماهی
کو نامهٔ عشق در جهان داد ۲
خورشید رهی او نزیبد
مه بوسه ورا بر آستان داد ۳
یک روز مرا بخواند و بنواخت
و آنگاه به وصل من زبان داد ۴
برداشت پیاله و دمادم
می داد مرا و بی کران داد ۵
من دانستم که می بلاییست
لیکن چه کنم مرا چو ز آن داد ۶
از باده چنان مرا بیازرد
کز سر بگرفت و در میان داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.