هوش مصنوعی: این متن شعری است که بیانگر درد و رنج عاشقان پس از جدایی از معشوق است. شاعر از احساسات عمیق عاشقان، داغ حسرت، و تاریکی روزهای هجران سخن می‌گوید. همچنین، او از تأثیرات عشق و فراق بر عاشقان و طبیعت اطرافشان صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۹۰ - تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد

تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
داغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد ۱

دلبران بی دل شدند زانگه که او بربست بار
عاشقان دادند جان چون پای در محمل نهاد ۲

روز من چون تیره زلفش گشت از هجران او
چون بدیدم کان غلامش رخت بر بازل نهاد ۳

زان جمال همچو ماهش هر چه بود از تیره شب
شد هزیمت چون نگارم رخ سوی منزل نهاد ۴

زاب چشم عاشقان آن راه شد پر آب و گل
تا به منزل نارمید او گام خود در گل نهاد ۵

راه او پر گل همی شد کز فراق خود همی
در دو دیدهٔ عالمی از عشق خود پلپل نهاد ۶

چاکر از غم دل ز مهرت برگرفت از بهر آنک
با اصیل الملک خواجه اسعد مقبل نهاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۹ - روزی دل من مرا نشان داد
گوهر بعدی:غزل ۹۱ - این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.