هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، به زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر شاعر می‌پردازد. شاعر از زیبایی موهای معشوق، لب‌های شیرینش و وعده‌های او سخن می‌گوید و از عشق و شیفتگی خود نسبت به او می‌نالد. همچنین، شاعر از ناتوانی خود در برابر جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر قلب و روحش سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.

غزل ۹۱ - این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد

این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
صورت جوریست کو بر عدل نوشروان نهاد ۱

گر زند بر زهر بوسه زهر گردد چون شکر
یارب آن چندین حلاوت در لبی بتوان نهاد ۲

توبه و پرهیز ما را تابش از هم باز کرد
تا به عمدا زلف را بر آن رخ تابان نهاد ۳

از دل من وز سر زلفین او اندازه کرد
آنکه در میدان مدار گوی در چوگان نهاد ۴

دیدمش یک روز شادان و خرامان از کشی
همچو ماهی کش فلک یک روز در دوران نهاد ۵

گفتم ای مست جمال آن وعدهٔ وصل تو کو
خوش بخندید آن صنم انگشت بر دندان نهاد ۶

گفت مستم خوانی و بر وعدهٔ من دل نهی
ساده دل مردا که بر وعدهٔ مستان نهاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰ - تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - تا کی کنم از طرهٔ تو فریاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.