هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و هجران خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که عشقش مانند آتش در دلش شعله‌ور است و هر شب هجران به سراغش می‌آید و او را آزار می‌دهد. شاعر به یارش می‌گوید که خوابش نمی‌برد و یقین دارد که اگر این را بگوید، یارش به رغم او عمل خواهد کرد. او همچنین احساس غربت می‌کند و می‌داند که فردا شتربان محملش را بر شتر خواهد بست.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۹۴ - مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد

مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
به مژگان در همی دانم مرا عقد درر بندد ۱

بیاید هر شبی هجران به بالینم فرو کوبد
بدان آید همی هر شب که چشمم بر سهر بندد ۲

به یارم گفت وی را من که خواب من نبد ای جان
یقین دانم که گر گویم به رغم من تبر بندد ۳

سحرگه صعب‌تر باشد مرا هجران آن دلبر
که جادو بندهای سخت در وقت سحر بندد ۴

همی دانم من ای دلبر که هستم من غریب ایدر
ببینی محملم فردا شتربان بر شتر بندد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۳ - ایام چو من عاشق جانباز نیابد
گوهر بعدی:غزل ۹۵ - کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.