هوش مصنوعی: این متن درباره عشق و دلبستگی به شخصی است که شایسته این احساس نیست. شاعر بیان می‌کند که کسی که به چنین شخصی دل می‌بندد، خود را به سخره گرفته است. همچنین، اشاره می‌کند که عشق به این شخص باعث از دست دادن عمر، صبر، دین، جاه، مال و جان می‌شود. در نهایت، شاعر از بدعهدی و ناجنس بودن این شخص شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند بدعهدی و از دست دادن ارزش‌های زندگی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

غزل ۹۵ - کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد

کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
که جز بی معنیی چون تو چو تو دلدار نپسندد ۱

وگر نو کیسهٔ عشق تو از شوخی به دست آری
قباها کز تو در پوشد کمرها کز تو در بندد ۲

ز عمر و صبر و دین ببرید آنکو بست بر تو دل
ز جاه و مال و جان بگسست هر کو با تو پیوندد ۳

سنایی گر به تو دل داد بستاند که بدعهدی
گزافست این چنین زیرک ز ناجنسی کمر رندد ۴

که گر تو فی المثل جانی چنان بستاند از تو دل
که یک چشمت همی گوید دگر چشمت همی خندد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۴ - مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - آنکس که ز عاشقی خبر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.