هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تسلیم و بندگی در برابر او صحبت میکند. شاعر از صبر و انتظار برای رسیدن به معشوق و از ارزش بالای او در مقایسه با جان و دل خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۲ - تا لب تو آنچه بهتر آن برد
تا لب تو آنچه بهتر آن برد
کس ندانم کز لب تو جان برد ۱
دل خرد لعل تو و ارزان خرد
جان برد جزع تو و آسان برد ۲
کیست آن کو پیش تو سجده نبرد
بنده باری از بن دندان برد ۳
زلف تو چوگان به دست آمد پدید
صبر کن تا گوی در میدان برد ۴
مردن مردان کنون آمد پدید
باش تا شبرنگ در جولان برد ۵
من کیم کز تو توانم برد ناز
ناز تو گر تو تویی سلطان برد ۶
کس ندانم کز لب تو جان برد ۱
دل خرد لعل تو و ارزان خرد
جان برد جزع تو و آسان برد ۲
کیست آن کو پیش تو سجده نبرد
بنده باری از بن دندان برد ۳
زلف تو چوگان به دست آمد پدید
صبر کن تا گوی در میدان برد ۴
مردن مردان کنون آمد پدید
باش تا شبرنگ در جولان برد ۵
من کیم کز تو توانم برد ناز
ناز تو گر تو تویی سلطان برد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - آنی که چو تو گردش ایام ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.